امشب از شبهای تنهاییست رحمی کن بیاتا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من...خواب را بگذار امشب ای پدریک شبی بر کوی بی خوابان گذربنگر اینها را که مجنون گشته اندهمچو پروانه ز وصلت کشته اند...