ای فلک گر من را نمیزادی اجاقت کور بود ؟ من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست من بمانم یا بمیرم هیچ کس دلتنگ نیست
ماه من پنجره ای برایت در اسمان قلبم باز
کردم
تو اونجایی در سینه ام محبوسی ابدی
بیخیالت نخواهم شد در اون روشنی های
زندگیم
که تنها روشنی بخش وجودم تویی تو ای ماه بی همتای من
برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در
امان باشی
و تو سینه ات را مقابل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال
کنی